13. تير 1396 - 13:35   |   کد مطلب: 31756
 سلیقه ای عمل کردن،آفت تحول در نظام اداری

به گزارش پایگاه خبری همدان ورزش،متأسفانه چند وقتی است که شاهد عزل و نصبهای جناحی در ارگان های مختلفی هستیم و با اين كه زمان تغيير و تحول هم نيست، در اقدامي تعجب برانگیز مديری را از پست مديريت، بدون در نظر گرفتن تجارب اندوخته شده و هزینه های کسب مهارت آن ها از محل بیت المال كنار گذاشته شده و افراد نزديك به جريانهاي خاص به اين سمت گمارده مي شوند.
مهرداد سوری متولد سال 1350 دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت، فرزند شهید و دارای سابقه ایثارگری می باشد. پس از سپری شدن تحصیلات نامبرده در دانشگاه علامه طباطبایی تهران ایشان بنا به پیشنهاد استاندار وقت (آقای خرم) از سال 73 وارد وزارت تعاون می شود و با عنوان کارشناس بودجه انجام وظیفه می نماید. اما ایشان که دارای  بیش از 22 سال خدمت صادقانه است در حال حاضر از  سمت مدیر امور مالی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان همدان به دلایل نا مشخصی برکنار شده است. از آن جا که رسالت خبرنگاران، مطالبات احقاق حقوق مردمی است، بر آن شدیم تا گفتگویی در این راستا داشته باشیم که شما مخاطبان را به این مصاحبه جذاب دعوت می کنیم.
آقای سوری از خودتان بگویید و بفرمایید از چه سالی در وزارت تعاون مشغول به فعالیت شدید؟ و در حال حاضرمشغول به چه کاری هستید؟
از سال 73 به عنوان کارشناس بودجه وارد وزارت تعاون شدم و از سال 76 با ابلاغ استانی وظایف امور اداری و مالی  و از سال 78 رسما تصدی اداره  امور اداری و  مالی   اداره کل را بر عهده گرفتم.
در تمام سنوات  فعالیت کاری خود، اصل بر خدمت صادقانه به مردم و جامعه بود به طوری که  در طی این چند سال عمر کاری مورد تشویق های مکرر از سوی مسئولان ارشد وزارتی و استانی قرار گرفتم و به همین دلیل درخواست های مکرری از سوی ارگان های مختلف برای همکاری(انتقالی ) داشتم که در این راستا با عدم موافقت مدیران کل محترم مواجه شدم .
نا گفته نماند با ادغام دو وزارتخانه تعاون و کار، از سمت رئیس اداره  امور اداری ومالی به عنوان مدیر اداره مالی این سازمان مشغول به کار شدم.که به طور همزمان قسمتی از انجام سایر امور مدیریت پشتیبانی و پیگیری امور جذب اعتبارات اداره کل نیز تا اوایل سال  95 برعهده بنده بود.

از دیگر وظایف بنده در اواخرسال 94 و اوایل سال 95 انجام قسمتی از وظایف مدیریت امور فرهنگی اجتماعی اداره کل بود که با بازنشستگی مدیر مربوطه در تاریخ15/1/95 با حفظ پست سازمانی ، به سرپرستی مدیریت امور اجتماعی و فرهنگی منصوب شدم. که طی تشریفات اداری در اواخر خرداد ماه همان سال، تصدی این پست سازمانی به وزارت متبوع پیشنهاد گردید که متاسفانه با تغییر مدیریت جدید درتاریخ 31/3/95،با برنامه ای از پیش تعیین شده و بدون هیچ گونه مذاکره و شناختی به استناد نامه مورخ 12/4/95 وزارت  متبوع به طریقی عزل گردیدم.
 به هرحال این موضوع بنده را در ادامه خدمت دلسرد نکرد و در زمان سه ماهه سرپرستی مدیریت جدید سعی کردم ایشان را که  فردی جوان و تحصیل کرده هستند مورد حمایت قرار داده تا در اعتلای پیشرفت استان موثر بوده باشیم. چون اعتقاد دارم مهم نیست چه کسی و از کجا مدیر باشد مهم اینست که اهداف او خدمت به نظام و مردم باشد و من و امثال بنده وظیفه داریم در خدمت به این اهداف باشیم.
متاسفانه پس از ابلاغ حکم قطعی مدیر کلی ایشان، بنده از سرپرستی مدیریت امور اجتماعی عزل و پیشنهاد مدیریت امور تعاون به بنده شد که به دلیل اینکه متصدی آن پست دارای سوابق خوب و فرزند شهید بود، مخالفت کردم. لذا همچنان در حوزه مدیر امور مالی ماندم. اما اقدامات تغییر مدیریت ها توسط این مدیرمحترم به همین موضوع اختصاص نداشت (که جای بحث بیشتر نیست) .
تا اینکه در تاریخ 1/4/96 در کمیته انتخاب و انتصاب اداره کل، اینجانب بعد از 22 سال خدمت صادقانه و بدون داشتن هرگونه تخلف اداری از سمت مدیر امور مالی اداره کل عزل و متصدی کارشناس تعاون در اداره شهرستان همدان شدم ( توضیح این که برابر تصویبنامه شماره 579095 مورخ 1/4/95 رییس محترم جمهور و رییس شورای عالی اداری، این کمیته فقط وظیفه پیشنهاد تصدی یا جابجایی پست های بلا تصدی وفق دستورالعمل را دارند نه عزل و تنزل متصدیان. و تنزل مقام از اختیارات هیات تخلفات اداری است).
 اما نکته قابل توجه اینست که از مهر ماه سال 95 به دلایل نامشخصی  اینجانب مورد تحریم مدیرکل محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان قرار گرفتم. از جمله عدم ارجاع نامه ها، یا دستور پیگیری بعضی امور توسط پرسنل تحت مجموعه، ممنوعیت تدریس در مرکز علمی-کاربردی اداره تعاون، (که حقیر 17 سال در این مرکز مدرس بودم) و.... و لیکن  اینجانب بدون در نظر  گرفتن این ناملایمات اداری علاوه

برانجام وظایف امور مالی و  رسیدگی به اسناد مالی، پیگیری جذب اعتبارات که از وظایف سایر ادارات بود را نیز انجام می دادم.ولی از آنجایی که بنده عهده دار مدیر

امور مالی بودم و این اداره کل نیازمند تأمین و جذب بودجه، برای اواخر سال مالی بود که دوباره رابطه کاری ایشان با بنده روی روال افتاد. تا این که در روز مراسم تودیع و معارفه رییس اداره حراست اداره کل ،حکم عزل بنده نیز ابلاغ شدکه تاکنون نتوانستم علت تنزل و این رفتار را درک کنم .
بنده به عنوان نیروی متخصص در حوزه کاری خود که  توان علمی و تجربی کافی را داشتم برکنار شدم. این که به چه جرمی یا کدام کم کاری، خود هم نمی دانم. اکنون این شائبه در بین همکاران و دیگران  که بعضا  بصورت سوال مطرح می گردد ایجاد شده که بنده چه تخلف و سرپیچی از قانون کردم که پس از 22 سال خدمت صادقانه این گونه باید مورد هتک حرمت قرار بگیرم و تنزل مقام و جایگاه پیدا کنم ؟و شما بهتر می دانید که انجام چنین کاری چه سوالات دیگری را مطرح خواهد کرد.
سوال : آقای سوری آیا مشکلات پیش آمده  را با توجه به این که شما از جایگاه قانوتی برخوردارید  با مسئولین در میان گذاشته اید؟
بلی با  با تعدادی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی به طور مستقیم و غیر مستقیم  و سایر مسئولین مطرح کرده ام. بنیاد شهید و امور ایثارگران استان نیز مکاتبه ای با مدیریت محترم انجام داده که تا کنون جوابی دریافت نشده است.
.سوال به نظر خودتان چرا عزل شدید؟
به اعتقاد بنده وقتی این چنین اتفاقی صورت می پذیرد و فردی همانند اینجانب عزل می گردد در واقع با آبروی یک انسان بازی شده که این مهم دور از هرگونه علم مدیریت است. این مدل برکناری و مدیریت  در یک اداره، تعریف درستی در علم مدیریت ندارد و شاید ۴۰ یا ۵۰ سال قبل این شیوه جایگاهی داشته، هرچند که به ندرت رخ داده، و اعلام میکنم که در شرایط جدید این شیوه مدیریت  به هیچ عنوان قابلپذیرش نیست.
اگر از مدیر محترم بپرسید که چرا چنین اقدامی کرده اید؟  شاید پاسخ دهد که به دلیل عدم توانمندی آقای سوری در امور یا ایجاد تغییرجدید در بدنۀ کارشناسی به اسم تحول اداری بوده است. اینجانب با این پاسخ ها موافق نیستم. همانطور که عرض کردم در دلیل اول  وجود مسئولیت های مختلف و تشویق نامه های متعددی که از وزرا، استانداران، فرمانداران و مدیران کل محترم دریافت شده خلاف دلیل اول را ثابت می کند. و دلیل دوم هم از دید مدیریت اجرایی کاملا اشتباه است. زیرا تغییر وتحول زمانی جایز است که اولا با تخریب کارکنان با تجربه و متخصص که نظام برای آنها هزینه نموده همراه نباشد.ثانیا تحول به معنای تغییرو حذف صرف نیست بلکه به معنای اصلاح در جهت اهداف سازمانی  است .
آخردر کدام مدل مدیریت اجرایی تغییر وتحول به معنی حذف یا کنار گذاشتن افراد با تجربه از جایگاه و مقام تعریف می شود ؟ اساسا تغییر نبایستی منجر به حذف نیروی با تجربه شود. در نتیجه به نظرم می رسد اقدام همزمان این مدیر محترم در حذف دو نیروی با تجربه در سمت های حساس حراست و امور مالی از عمد بوده و شاید دلخوری شخصی که برگرفته از بدگویی بعضی از همکاران صورت پذیرفته باشد و شاید..... به هر جهت این اقدام برای بنده ایثارگر به معنی هتک حرمت به تمام ارزش هایی است که در چندین سال  و با اهدای خون هزاران شهید و جانباز به وجود آمده است. قطعا این کار موجب دلسردی و کاهش انگیزه کاری کارکنان می شود که امید دارند اگر روزی خوب تلاش کنند در مسیر پیشرفت کاری خواهند بود. با این اقدام برای بنده ثابت شد که ملاک، تلاش و تجربه و کار نیست بلکه حمایت از یک فرد یا گروه خاص است که در مرام امثال بنده تعریف نشده است.اگر خوب بررسی نمایید می بینیدکه هیچ یک از شهدای گرانقدر 8 سال دفاع مقدس، عضو حزب یا گروه یا فرقۀ خاصی نبوده اند. یا کدام یک از شهدای مدافع حرم عضو فلان گروه یا حزب خاص بوده اند؟ مطالبات همه در واقع خدمت کردن به هم نوع در سایه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران با رهبری مقام  عظمای ولایت حضرت آیت الله امام خامنه ای دامه برکاته بوده است.
بنده نیز با تبعیت از شهدا اعلام می کنم که از ابتدای خدمتم عضو هیچ گروه یا احزابی نبوده و نیستم. و فقط هدفم خدمت به خدا وخلق خدا در سایه ولایت مطلق فقیه، وفق مقررات قانونی بوده و لا غیر
سخن آخر شما :
باید بگویم که آنچه درمتون علمی مدیریت به آن پرداخته شده ،گفته می شود که انسانها عمدتا محصول ساختارها هستند و رفتار آنها تابع مقتضیات. وقتی در سیستم اداری مسئولین محترم الویت تصدی پستهای حساس را به افراد بی تجربه و غیر بومی علی الخصوص در مدیریت اجرایی استانها می دهند بطور طبیعی باید در انتظارعملکردهای ضعیف،قضاوتهای بی پایه و اساس،دانش محدود در اداره امور و تصمیم گیریهای اشتباه و پیامدهای منفی که تبعات آن در سالهای بعد گریبان گیر مردم می شود، باشیم.
به هرحال چه مسئولی که سمت اداری اعطا می کند و چه فردی که بدون صلاحیت مسئولیت را می پذیرند، هر یک در برابر خدا و شهدا و مردم مسئولند و پیشنهاد می کنم که همه مسئولین واجب است یکبار هم که شده نامه حضرت علی (ع)

به مالک اشتر در اداره امور را مطالعه  و وفق آن عمل کنند.
و یادمان باشد که ما مسئولین پای در جای چه عزیزانی گذاشتیم. کسانی که اگر حالا بودند الان با این همه مشکلات دست و پنجه نرم نمی کردیم.
"همه زیر بار منت شهیدان هستیم و هر کس در جهت فراموش شدن یاد شهیدان یا اهانت و بی اعتنایی به خانواده های آنان کاری انجام دهد، در واقع به کشور خیانت کرده است".( 27/3/96 مقام معظم رهبری)
به گزارش خبرنگار ما، اگر مدیری قرار است با مدیران تحت مجموعه خود برخورد کند بهتر است شیوه مناسبتری در پیش بگیرد. نمی توان در خصوص سرپیچی و تخطی، گناهکار بودن یا نبودن مدیری اظهارنظری کرد و باید این موضوع مورد بررسی قرار گیرد. اگر هم کمکاری صورت گرفته، شیوههای دیگری ازجمله  تذکر، تعلیق دوهفتهای و قطع اضافهکار و ... میتوانست مؤثر باشد اما حکم برکناری بدون هیچ گونه دلیلی یعنی بردن آبروی مؤمن که کار درستی نیست.
در حال حاضر شاهد شدیدترین برخورد حکم برکناری یک مدیر پایه با 22 سال سابقه  هستیم که آن هم از روش هایی که مربوط به سال ها پیش است و در دنیا مدرن منسوخ شده، نه تنها نشانه قدرت نیست، بلکه تایید کننده ضعف عملکرد یک مدیر و مشرف نبودن او به زیرمجموعه به خصوص مدیران تراز اول خود است.که می بایستی نوع برخورد با نقصان موجود در کارها و تنبیه احتمالی فرد مدیر هم باید تابع یک ضوابط و قانونی باشد. این که مدیری میتواند با کارکنانش برخورد کند در آن شکی نیست اما نمیدانم چه اشکالی در کار مدیر بزرگوار بوده که عذر وی خواستهشده و یا اساساً تنبیهشده است.
حال جای سوال دارد که آیا در صورت بازگشت به جایگاه نخست و یا در پست مدیریتی دیگر، نیروهای زیردست از چنین مدیری حرفشنوی خواهند داشت؟
در همین باره، میتوان گزینههایی چون مهمتر بودن تحقق اهداف مدیر از تحقق اهداف کاری و یا ضعیف بودن خود مدیران را مطرح کرد و احتمالا گزینههای دیگری نیز به ذهن مخاطبان برسد!

 

گزارش : قنبری خرم

دیدگاه‌ها

ای کاش بقیه درد دلهای ایثارگران و ظلمی که در حق انها می شود بیان شود.

دیدگاه شما